باشگاه‌های فوتبال آلمان دولتی، عمومی یا خصوصی هستند؟

آیا باشگاه‌های فوتبال آلمان دولتی، عمومی یا خصوصی هستند؟ نگاهی جامع

وقتی صحبت از فوتبال در آلمان می‌شود، پرسش دربارهٔ مالکیت باشگاه‌ها و شیوهٔ ادارهٔ آن‌ها خیلی زود مطرح می‌گردد. بیشتر باشگاه‌های آلمانی تاریخ طولانی و هویت عمیقاً اجتماعی دارند؛ به همین دلیل، آن‌ها با الگوهای مالکیت کلاسیک که در برخی کشورهای دیگر می‌بینیم، تفاوت چشمگیر دارند.

در این مقالهٔ مفصل، ساختار مالکیت باشگاه‌های آلمانی، مهم‌ترین قواعد حاکم بر آن و نمونه‌های شاخصی را بررسی می‌کنیم که تفاوت میان باشگاه‌های بزرگ را روشن‌تر نشان می‌دهند.


۱. آیا باشگاه‌های آلمانی دولتی‌اند یا خصوصی؟

۱.۱ نگاه کلی

 

به‌طور کلی، باشگاه‌های فوتبال در آلمان دولتی نیستند.

آن‌ها نه به دولت و نه به شهرداری‌ها تعلق دارند، بلکه معمولاً به‌عنوان انجمن ثبت‌شده (eingetragener Verein – e.V.) بر پایهٔ عضویت اداره می‌شوند.

 

بعضی باشگاه‌ها برای آسان‌تر کردن جذب سرمایه و حامیان مالی، بخش فوتبال حرفه‌ای خود را به یک شرکت ورزشی (Kapitalgesellschaft) مانند GmbH، AG یا KGaA تبدیل کرده‌اند. با این حال، این کار تحت قواعد مشخصی انجام می‌شود تا کنترل نهایی همچنان در دست اعضای باشگاه باقی بماند.

۱.۲ مالکیت عمومی یا خصوصی؟

  •  

    مالکیت عمومی:

    در آلمان، مدل مشخصی که در آن دولت یا «کل جامعه» رسماً مالک سهام باشگاه باشد و آن را اداره کند، وجود ندارد.

     

  •  

    مالکیت خصوصی:

    الگوی شناخته‌شدهٔ «مالک واحد» – مثلاً یک میلیاردر که عملاً به‌تنهایی باشگاه را در اختیار دارد – در آلمان کم‌تر دیده می‌شود.

    دلیل اصلی وجود قاعدهٔ ۵۰+۱ است که تضمین می‌کند اکثریت حقوق رأی در دست باشگاه (و در نتیجه در دست اعضا) بماند و هیچ سرمایه‌گذار خارجی نتواند کنترل کامل را به‌دست بگیرد.

     


۲. ساختار سنتی باشگاه‌های آلمانی

۲.۱ مدل انجمن (eingetragener Verein – e.V.)

عضویت در باشگاه

  • باشگاه از اعضا تشکیل می‌شود که سالانه حق عضویت پرداخت می‌کنند.

  • این اعضا در مجمع عمومی (Mitgliederversammlung) حق رأی دارند و در مورد موضوعات مهم مانند انتخاب هیئت‌مدیره، تغییرات اساسنامه و تصمیم‌های سرمایه‌گذاری مهم تصمیم می‌گیرند.

قاعدهٔ ۵۰+۱

  • یکی از ستون‌های اصلی فوتبال حرفه‌ای در آلمان است.

  • طبق این قاعده، باشگاه مادر – که نمایندهٔ اعضا است – باید حداقل پنجاه درصد به‌علاوه یک رأی از حقوق رأی شرکت حرفه‌ای را در اختیار داشته باشد.

  • این قاعده مانع آن می‌شود که یک سرمایه‌گذار خارجی کنترل کامل باشگاه را به‌دست آورد.

تأمین مالی و مدیریت

  • مدیریت باشگاه معمولاً بر عهدهٔ هیئت‌مدیره یا هیئت اجرایی انتخابی است.

  • فعالیت باشگاه اغلب به چند بخش تقسیم می‌شود:

    • فوتبال حرفه‌ای،

    • فوتبال آماتور و رده‌های سنی،

    • سایر رشته‌های ورزشی،

    • فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی.

۲.۲ نمونه‌هایی از باشگاه‌های مبتنی بر مدل انجمن

بایرن مونیخ (FC Bayern München e.V.)

  • یکی از مشهورترین نمونه‌های موفق مدل e.V. است.

  • این باشگاه صدها هزار عضو دارد.

  • هرچند شرکت FC Bayern München AG برای ادارهٔ بخش حرفه‌ای تأسیس شده است، قاعدهٔ ۵۰+۱ تضمین می‌کند که اعضای باشگاه از طریق انجمن مادر، کنترل تصمیم‌های کلان را در اختیار داشته باشند.

بوروسیا دورتموند (Ballspielverein Borussia 09 e.V. Dortmund)

  • باشگاه قدیمی دیگری که بر اساس مدل انجمن فعالیت می‌کند.

  • بخش حرفه‌ای آن تحت شرکت Borussia Dortmund GmbH & Co. KGaA اداره می‌شود که در بورس نیز معامله می‌شود.

  • با وجود سهام‌داران بیرونی، اکثریت حقوق رأی همچنان در دست باشگاه مادر و در نتیجه در اختیار اعضا است.


۳. استثناها در نظام آلمانی

با وجود این‌که قاعدهٔ ۵۰+۱ اصل حاکم است، تعدادی استثنا و موارد خاص وجود دارد که در آن شرکت‌ها نقش پررنگ‌تری ایفا می‌کنند.

۳.۱ بایر لِوِرکوزن (Bayer 04 Leverkusen)

  • ریشه‌ها: این باشگاه به‌عنوان تیم ورزشی کارکنان شرکت دارویی و شیمیایی Bayer شکل گرفت.

  • ساختار:

    • شرکت بایر دهه‌ها است که باشگاه را حمایت و تأمین مالی می‌کند.

    • به‌دلیل این حمایت طولانی‌مدت، باشگاه از جایگاه ویژه‌ای برخوردار شده و شرکت مادر می‌تواند نقش مدیریتی پررنگی داشته باشد؛ این استثنا در چارچوب قوانین لیگ پذیرفته شده است.

۳.۲ وولفسبورگ (VfL Wolfsburg)

  • ریشه‌ها: به‌عنوان باشگاه کارکنان کارخانهٔ خودروسازی Volkswagen تأسیس شد.

  • مالکیت و نفوذ:

    • شرکت فولکس‌واگن بخش بزرگی از تأمین مالی را بر عهده دارد و نقش تعیین‌کننده‌ای در جهت‌گیری استراتژیک باشگاه ایفا می‌کند.

    • مانند لورکوزن، وولفسبورگ نیز به‌عنوان یک استثنای مبتنی بر حمایت طولانی‌مدت شرکت شناخته می‌شود.

۳.۳ آربی لایپزیگ (RB Leipzig)

  • مناقشه‌برانگیزترین نمونه:

    • تحت نفوذ و مالکیت مؤثر شرکت اتریشی Red Bull قرار دارد.

  • عضویت:

    • تعداد اعضای دارای حق رأی بسیار محدود است، به‌گونه‌ای که ردبول در عمل کنترل تقریباً کامل باشگاه را در دست دارد.

    • از لحاظ حقوقی قاعدهٔ ۵۰+۱ رعایت می‌شود، اما بسیاری از هواداران سایر باشگاه‌ها این ساختار را نوعی «دور زدن» روح این قاعده می‌دانند.


۴. تفاوت میان مدل‌های مختلف مالکیت

باشگاه سنتی (انجمن – e.V.)

  • بالاترین سطح دموکراسی درونی را فراهم می‌کند.

  • تأمین مالی از منابع مختلف انجام می‌شود، از جمله:

    • فروش بلیط،

    • قراردادهای اسپانسری و حق پخش تلویزیونی،

    • فروش محصولات هواداری،

    • حق عضویت اعضا.

  • تصمیم‌های بزرگ و سرنوشت‌ساز باید در مجمع عمومی اعضا تصویب شود.

باشگاه با شرکت حرفه‌ای مستقل (GmbH، AG، KGaA)

  • بخش فوتبال حرفه‌ای را از ساختار کلی انجمن جدا می‌کند.

  • باشگاه مادر طبق قاعدهٔ ۵۰+۱ اکثریت حقوق رأی را حفظ می‌کند.

  • سرمایه‌گذاران می‌توانند سهام اقلیت را خریداری کرده و سرمایهٔ جدید وارد کنند.

  • مزیت: مدیریت حرفه‌ای‌تر و دسترسی بهتر به سرمایه، بدون از دست‌رفتن هویت باشگاه و نقش اعضا.

باشگاه‌های وابسته به یک شرکت (باشگاه‌های کارخانه‌ای)

  • نمونه‌ها: بایر لورکوزن، وولفسبورگ و تا حدی آربی لایپزیگ.

  • در اصل، به‌عنوان تیم‌های ورزشی کارکنان شرکت‌ها شکل گرفته‌اند.

  • شرکت مادر در زیرساخت‌ها، ترکیب تیم و ساختار مدیریتی باشگاه سرمایه‌گذاری سنگینی انجام می‌دهد.


۵. آیا می‌توان باشگاه‌های آلمانی را دولتی یا عمومی دانست؟

  •  

    غیردولتی بودن:

    باشگاه‌های فوتبال آلمان در مالکیت دولت نیستند و به‌صورت مستقیم مانند نهادهای عمومی اداره نمی‌شوند. ساختار آن‌ها تحت کنترل پیوستهٔ دولت قرار ندارد.

     

  •  

    عمومی به‌معنای نمادین:

    بسیاری از باشگاه‌ها به‌صورت «باشگاه مردمی» یا «مال هواداران» توصیف می‌شوند، نه به این دلیل که دولت مالک آن‌هاست، بلکه چون:

     

    • اعضا (که عمدتاً هواداران‌اند) حق رأی دارند؛

    • هیچ مالک خصوصی واحدی که همه‌چیز را کنترل کند وجود ندارد؛

    • تصمیم‌ها از طریق نهادهای منتخب و جمعی باشگاه گرفته می‌شود.


۶. نمونه‌های برجسته از مدل‌های متفاوت

شالکه ۰۴ (FC Gelsenkirchen-Schalke 04 e.V.)

  • یک باشگاه کلاسیک عضویت‌محور با پایگاه هواداری بسیار گسترده و پرشور.

  • با وجود مشکلات مالی در سال‌های اخیر، کنترل تصمیم‌های اساسی همچنان در دست اعضاست.

هامبورگ (Hamburger SV e.V. و HSV Fußball AG)

  • بخش فوتبال حرفه‌ای در قالب شرکت HSV Fußball AG از انجمن جدا شده است.

  • با این حال، باشگاه مادر همچنان اکثریت حقوق رأی (۵۰+۱) را در دست دارد و حرف آخر را در مسائل بنیادی می‌زند.

TSG 1899 Hoffenheim

  • سرمایه‌گذار اصلی، دیتمار هوپ، نقش حیاتی در صعود باشگاه از دسته‌های پایین به بوندس‌لیگا داشته است.

  • دخالت مالی گستردهٔ او موجب بحث‌های شدید دربارهٔ قاعدهٔ ۵۰+۱ شد.

  • لیگ به‌دلیل حمایت طولانی‌مدت او، استثنایی برای باشگاه قائل شد؛ تصمیمی که همچنان نزد بسیاری از هواداران بحث‌برانگیز است.


۷. چشم‌انداز تا سال ۲۰۲۵

پایبندی به قاعدهٔ ۵۰+۱

  • با وجود بحث‌های ادامه‌دار در مورد رقابت‌پذیری جهانی و نقش سرمایه‌گذاران، لیگ فوتبال آلمان (DFL) همچنان از قاعدهٔ ۵۰+۱ دفاع می‌کند.

  • این قاعده از دید بسیاری، بخش جدایی‌ناپذیر فرهنگ فوتبال آلمان و مشارکت هواداران است.

تعادل میان سنت و حرفه‌ای‌گری

  • باشگاه‌ها تلاش می‌کنند درآمد خود را از راه‌های زیر افزایش دهند:

    • قراردادهای اسپانسری،

    • بازاریابی بین‌المللی،

    • پلتفرم‌های دیجیتال و استریمینگ.

  • در عین حال، می‌کوشند دموکراسی درونی و ریشه‌های اجتماعی خود را از دست ندهند.

بین‌المللی‌سازی و بازارهای جدید

  • انتظار می‌رود باشگاه‌های آلمانی بیش از پیش با شرکت‌ها و بازارهای خارجی – به‌ویژه در آسیا و آمریکا – همکاری کنند.

  • تمام این همکاری‌ها باید در چارچوب مقررات DFL و قاعدهٔ ۵۰+۱ باقی بماند.


۸. جمع‌بندی

باشگاه‌های فوتبال آلمان نه کاملاً دولتی‌اند و نه به‌صورت کلاسیک «خصوصی» با یک مالک واحد اداره می‌شوند. بیشتر آن‌ها بر اساس مدل عضویت (e.V.) فعالیت می‌کنند؛ مدلی که در آن هواداران به‌عنوان عضو، حق رأی دارند و به کمک قاعدهٔ ۵۰+۱ می‌توانند مانع شوند که یک سرمایه‌گذار بیرونی کنترل کامل را در دست گیرد.

در کنار آن، استثناهای تاریخی مانند بایر لورکوزن و وولفسبورگ و همچنین نمونهٔ بحث‌برانگیز آربی لایپزیگ وجود دارد که با این‌حال در چارچوب مقررات رسمی تعریف شده‌اند.

به‌طور خلاصه، نظام فوتبال آلمان یک الگوی منحصربه‌فرد ارائه می‌دهد که در آن حرفه‌ای‌گری و توان مالی با هویت اجتماعی و نقش هواداران در هم آمیخته است. کنترل باشگاه نه در دست دولت است و نه به‌طور مطلق در دست سرمایه‌گذار؛ بلکه در نهایت، این اعضا و هواداران‌اند که روح و جهت‌گیری باشگاه را شکل می‌دهند – تلاشی دائمی برای حفظ تعادل میان توسعهٔ اقتصادی و نگه‌داشتن «روح باشگاه».


* تیم نویسندگان و ویراستاران این وب‌سایت با تکیه بر پژوهش‌های گسترده و منابع گوناگون، تلاش می‌کند اطلاعاتی هرچه دقیق‌تر ارائه دهد. با این حال، احتمال وجود خطا یا اطلاعاتی که هنوز به‌طور کامل تأیید نشده‌اند وجود دارد. بنابراین، لطفاً محتوای این مقاله را یک مرجع اولیه و غیرالزام‌آور در نظر بگیرید و برای اطلاعات نهایی و رسمی، همواره به نهادهای مسئول مراجعه کنید.


اشتراک‌گذاری: